2 - امكان استعدادى : اين امكان ، نفس استعداد اين امكان ، در يك شىء است با يك تفاوت اعتبارى . تهيّا و آمادگى يك چيز براى اينكه يك چيز ديگرى بشود ، نسبتى به خود شىء صاحب استعداد دارد و نسبتى هم به آنچه كه خواهد شد ( مستعد له ) . آمادگى مزبور به اعتبار اول - نسبت به صاحب استعداد - ، استعداد است . و به اعتبار دوم ( نسبت به آنچه مىخواهد آن بشود ) امكان استعدادى ناميده مىشود .
نطفه استعداد انسان شدن دارد . انسان امكان استعدادى دارد كه در نطفه پيدا شود .
تفاوت امكان استعدادى و امكان ذاتى اين است كه امكان ذاتى به طورى كه بعدا هم خواهيم گفت يك اعتبار عقلى است كه به نفس ماهيت مربوط است و ماهيت بنفسه بدان موصوف مىشود . ولى امكان استعدادى يك صفت وجودى است كه به ماهيت موجود مربوط مىشود ، نه بنفس ماهيت ، و به تعبير ديگر امكان استعدادى به نطفهاى كه در مسير انسان شدن است مربوط است ، نطفهء موجود ، نه ذات ماهوى آن ، و به همين جهت است كه امكان استعدادى قابل شدت و ضعف است . امكان مثلًا تحقق انسان در علقه بيش از نطفه است . ولى در امكان ذاتى به هيچ وجه شدت و ضعف نيست . و به همين جهت امكان استعدادى زوالپذير است ، وقتى مستعد له حاصل شد ديگر استعداد براى آن ، در كار نيست چون حاصل شد . ولى امكان ذاتى كه لازمهء ماهيت است هيچ گاه از بين نمىرود و هر جا كه ماهيت باشد آن هم هست . انسان همواره به حسب ذات ، ممكن الوجود است ولى يك نطفه وقتى انسان شد ديگر استعداد انسان شدن را ندارد زيرا انسان حاصل گرديد .
و باز به همين جهت است كه در امكان استعدادى مستعد له ( همان شىء متوقع ) تعين دارد ، مثلا نطفه براى انسانيت استعداد دارد ، ولى در
آغاز فلسفه (ط پنجم 1385ش) (فارسى) — صفحة 90
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٩٠