تساوى خود را حفظ كردهاند ، ولى چيزهائى كه ظرف وجوديشان زمان آينده است ( نظر به زمان حكم در قضيه ) هنوز حالت تساوى خود را از نظر واقعيت هم حفظ كردهاند ، زيرا هنوز ظرف وجوديشان نرسيده تا از حالت تساوى - امكان - خارج شده وجود يا عدم يابند ، پس علاوه بر امكان ذاتى ، امكان واقعيتى هم دارند . و بنابراين اگر گفتيم : « حسن فردا روزه دار است بالامكان » ، اين امكان استقبالى است .
البته اين از نظر ظاهرى ماست و گرنه از نظر متن واقعيت جهان از هم اكنون بلكه ازلًا ، وضع موجودات آينده هم معلوم است كه عللش در ظرف خود وجود دارند تا معلول بالضروره موجود باشد يا علل وجود هم ندارند تا معلول هم معدوم باشد .
احيانا غير از معانى گذشته ، دو معناى ديگرى هم براى امكان ذكر مىشود :
1 - امكان وقوعى : يعنى يك شىء طورى باشد كه از فرض وقوعش هيچ گونه محاليتى لازم نيايد ، نه ذاتا ممتنع باشد و نه بالغير . امكان وقوعى ، لا محاليت جانب موافق ، و مفاد مستقيم قضيه است . چنان كه امكان عام لا ضرورت طرف خلاف قضيه است ، يعنى امكان وقوعى متعرض لازمهء امكان عام است . اين از نظر نفس معناى امكان . ليكن به هر حال امكان عام متعرض امكان و تساوى دو حالت وجود و عدم در مقياس ذات و ماهيت است ولى امكان وقوعى متعرض امكان و تساوى دو حالت مزبور در مقياس ذات و هر گونه عامل خارجى است .
اگر گفتيم : انسان كاتب است به طور امكان عام يعنى انسان بالذات اقتضاى ضرورت عدم كتابت را ندارد و كتابت برايش امتناع ندارد ولى اگر گفتيم انسان به طور امكان وقوعى كاتب است يعنى انسان ذاتا و هم به حسب عوامل خارجى ، كتابت برايش امتناع ندارد .
آغاز فلسفه (ط پنجم 1385ش) (فارسى) — صفحة 89
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٨٩