ندارد ، با اينكه همين مفهوم : در ذهن ، تحقق ندارد ، در ذهن جاى گرفته است و ثبوت ذهنى دارد .
حل همه اين مشكلات با همان يك كلمه است ، حمل اولى و ثانوى .
جزئى به طور حمل اولى ذاتى ، جزئى است ، يعنى مفهوم جزئى همان مفهوم جزئى است ، و هيچ مفهومى از خودش جدا نيست ، ولى مصداقاً و به حمل شائع و ثانوى ، جزئى ، كلى است . زيرا از نظر وجود خارجى ، مفهوم جزئى بر مصاديق زيادى انطباق دارد . شريك خداوند هم مفهوماً خودش است يعنى همان شريك خداوند ! ليكن در وجود چيزى نداريم كه واقعا و مصداقا شريك خدا هم باشد .
غير ثابت در ذهن هم مفهوماً خودش است . غير ثابت در ذهن ، همان مفهوم غير ثابت در ذهن است . ولى به مجرد تصور آن مىشود ثابت در ذهن ، پس به حمل اولى غير ثابت در ذهن ، است ولى به حمل شايع همان مفهوم مىشود ثابت در ذهن مىباشد .
فصل دوازهم : « برگشت ، معدوم ممتنع است » « 1 »
فلاسفه گفتهاند : اعاده معدوم ، به عينه ممتنع است . عدهاى از متكلمين نيز همين عقيده را پذيرفتهاند ليكن بيشتر متكلمين قائل به جواز اعاده معدوم شدهاند .
هامش
( 1 ) . - مرحوم استاد در كتاب نهاية اينطور عنوان كردهاند : لا تكرر فى الوجود / در هستى تكرار نيست