تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آغاز فلسفه (ط پنجم 1385ش) (فارسى) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١

فصل هشتم : « نفس الامر » ؟

كلمه ثبوت و تحقق را لااقل در سه مورد متفاوت به كار مىبريم : 1 - ثبوت وجود ، 2 - ثبوت ماهيات به وسيله وجود ، 3 - ثبوت مفاهيم اعتبارى عقلى ، كه از خارج به طور مستقيم گرفته نشده‌اند و فقط عقل به علت ضرورت و نياز ، آنها را با نوعى تحليل عقلى به دست آورده و اعتبار كرده است ، مانند مفاهيم وجود و عليت و . . . اين گونه مفاهيم گر چه مصاديقى دارند ليكن همچون ماهيات در ذات و حدّ مصاديق خود داخل نيستند . فرق انسان و علّيت را به خوبى درك مىكنيد ، اولى ماهيت و ذات افراد است ولى عليت ذات يك شىء نيست و در ماهيتش اخذ نشده است . وجود و وحدت و . . . هم همين طور . « حسن » انسان است و گاهى زنده است و گاهى مرده ، موجود است و يا معدوم ، پس وجود و عدم و وحدت و كثرت و . . . در حد و ذات « حسن » مأخوذ نشده‌اند . وجود به ذاته تحقق و ثبوت دارد و اصل هر ثبوتى است ، ماهيت به وسيله وجود ثبوت و تحقق دارد ، ولى در ذات ماهوى افراد دخالت دارد ، مفاهيم اعتبارى مزبور به وسيله وجود نوعى تحصل و ثبوت دارند ، ليكن نه بالذات ثبوت دارند و نه در ذات افراد دخالت دارند . جامع هر سه گونه ثبوت را ، ثبوت نفس الامرى اصطلاح كرده‌اند ، « نفس الامر » يعنى واقع يك چيز . هر چه كه هست و هرطور كه هست .
آغاز فلسفه (ط پنجم 1385ش) (فارسى) — صفحة 41 | السيد محمد حسين الطهراني