تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آغاز فلسفه (ط پنجم 1385ش) (فارسى) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
عقيده چهارم هم كه منسوب به معتزله است مستلزم اين است كه ذات خداوند ، فاقد صفات كمال باشد و فقط كار آنهارا بكند و اين خود نقصى است كه وجود واجبى فاقد صفات كمال باشد ، و از طرف ديگر او صرف الوجود است كه هيچ وجود و كمال وجودى از او كناره ندارد .

فصل پنجم : « علم خداوند »

پيش از اين گفتيم كه هر مجردى به خود علم دارد زيرا ذاتش نزد خود حضور دارد . و همين حضور ، علم است . و نيز گفتيم كه ذات بارى تعالى صرف الوجود است و در نتيجه هيچ حدى ندارد و هيچ وجود و كمال وجودى از او بر كنار نمىباشد و بدين حساب هر وجود و كمال وجودى كه در جهان خلقت است به طور اعلى و اشرف و به طور جمع الجمع و بدون امتياز و جدائى از يكديگر ، نزد او تعالى وجود دارد و او تعالى به طور اجمال به همه آنها علم دارد ولى اجمالى كه در عين كشف تفصيلى بوده بالتفصيل همه را مىداند . از طرف ديگر خود وجودات خارجى نيز نوعى علم خداوند هستند ، زيرا وجودات خارجى كه معلول او هستند ذاتا قائم به او هستند ، همانطور كه همهء وجودات رابط قائم به مستقل‌ها مىباشند و بنابراين به طور علم حضورى معلوم او تعالى هستند ، وجودات مجرد بنفسه معلوم او هستند و وجودات مادى به وسيلهء صور مجردشان كه