به نظر ما عقيده نخستين صحيح است و باقى باطلند چون سابقا گفتيم كه ذات بارى تعالى مبدأ هر كمالى در جهان است و محال است كه مبدأ كمال فاقد آن باشد و بنابراين ذات او تعالى حقيقت هر كمال است و معناى عينيت صفات با ذات همين است .
از طرف ديگر چون هر يك از صفات كمال خداوند عين ذات است و ذات هم كه همهء صفات را دارد ، پس هر صفتى صفات ديگر را نيز دارد و به اين حساب صفات كمال خداوند ، مفهوماً مختلفند ولى مصداقاً همگى يكى بوده وحدت كامل دارند .
اينكه برخى گفتهاند : علت ايجاد اشياء و كمالات وجودى ، ذات خداوند نيست تا مطلب شما ثابت شود بلكه مشيت و ارادهء خداوندى علت ايجاد است . . . مطلب باطلى است ، زيرا مىپرسيم : ارادهاى كه مىگوييد صفت ذاتى خداوند است يا از صفات فعل اوست ؟ اگر صفت ذاتى خداوند است كه عين ذات بوده نسبت ايجاد به اراده عين نسبت به ذات مىباشد ، و اگر صفت فعل است كه حتما بايد از مقام عمل انتزاع شود ، پس فعل پيش از اراده است ! چون على الفرض اراده از فعل انتزاع مىشود ، آن وقت استناد فعل به اراده در حقيقت تقدم معلول بر علت خواهد شد ، و پيدا است كه اين محال است ، به علاوه اينكه لازمهء اين عقيده اين است كه نسبت ايجاد و خلق به خداوند نسبتى مجازى باشد ، خدا موجد و خالق نباشد بلكه اراده - كه بنا به عقيدهء آنها حتما چيزى غير از ذات است - خالق و ايجاد كننده است .
عقيده دوم هم كه اشاعره گفتهاند با اين سؤال استيضاح مىشود :
صفات مزبور - كه طبق شماره معمول ، حيات و قدرت و علم و سمع و بصر و اراده و كلام مىباشند - آيا معلول چيزى هستند يا معلول
آغاز فلسفه (ط پنجم 1385ش) (فارسى) — صفحة 262
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٦٢