تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آغاز فلسفه (ط پنجم 1385ش) (فارسى) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
مىداند » اين هم علم در مرتبه وجود اشياء است ، نه در ذات خدا . 7 - برخى هم گفته‌اند : « ذات خداوند علم تفصيلى به معلول اول و علم اجمالى به مادون اوست ، معلول اول هم علم تفصيلى به معلول دوم و علم اجمالى به مادون اوست و همين طور » . اين هم به همان اشكال دچار است ، علم تفصيلى خداوند ، به اين حساب ، خود خارجى وجود معلول است ، يعنى در نفس ذات خداوند نيست . 8 - به فرفوريوس هم منسوب است كه : « علم خداوند با اتحادش با معلوم است » . . ولى اين بيان در مسئله علم تفصيلى خداوند به اشياء ، پيش از ايجادشان هيچ توضيحى ندارد ، فقط طور تحقق علم را بيان مىكند كه اتحادى است نه به طور عارض . « 1 » 9 - به اكثر متاخرين اين طور نسبت داده‌اند كه « همان علم خداوند به ذات خود علم اجمالى به اشياء ديگر نيز مىباشد ، خداوند از راه علم به ذاتش به همهء اشياء علم اجمالى دارد ، علم تفصيلى به اشياء فقط پس از وجود اشياء است ، زيرا علم تابع معلوم است ، و پيش از وجود معلوم كه معلومى نيست تا علمى باشد . » . . . اين هم باطل است زيرا اين هم علم در مرتبهء اشياء است نه علم در مرتبهء ذات ، به علاوه اينكه اينها علم خداوند را حصولى و ارتسامى تصور كرده‌اند . 10 - اين عقيده هم به حكماء مشاء منسوب است : « علم خداوند به اشياء پيش از ايجاد اشياء ، به اين طور است كه ماهيات اشياء به همان وضع موجود در عالم نزد خداوند حضور دارند ، البته نه داخل در ذات و يا اتحاد با ذات ، بلكه به طور قيام به ذات ، آن هم به طور يك قيام ذهنى در سطح كلى ، يعنى به همان خاصيت علم كلى ذهنى - كه پيش از
هامش
( 1 ) . - احتمالا منظور فرفوريس اين است كه علم خداوند همان وجود خارجى شىء است و بنابراين علم قبلى را منكر است
آغاز فلسفه (ط پنجم 1385ش) (فارسى) — صفحة 267 | السيد محمد حسين الطهراني