نيست زيرا هر حركت سريعى را فرض كنيد سريعتر از آن هم مىتوان فرض نمود و هر حركت كندى را فرض كنيم كندتر از آن هم مىتوان تصويركرد .
حقيقت اين است كه سرعت و كندى دو وصف اضافى هستند و نسبتشان تضايف است . كه سرعت يك حركت نسبت به حركت ديگر ، عينا نسبت به حركت سومى ، كند حساب مىشود .
سرعت به معناى سيال بودن و جريان ، در همهء حركات است ولى شدت و ضعف دارد و با اضافه بعضى به بعض ديگر سرعت و كندى اضافى پيدا مىشود . وقتى سرعت تحقق پيدا مىكند كندى هم محقق مىشود ليكن ، هر يك به اضافهء به حركتى خاص .
فصل پانزدهم : « سكون »
سكون به دو معنى گفته مىشود : 1 - خالى بودن جسم از حركت ، پيش از حركت يا پس از تمام شدن حركت ، 2 - بقاء جسم به همان حالتى كه بوده است .
معناى اول است كه در مقابل حركت قرار دارد . معناى دوم هم لازمهء معناى اول است يعنى خلو از حركت ، باقى بودن به حالت خود ( بدون عامل حركت ) نيز مىباشد .
سكون يك معناى عدمى است ، يعنى نفى يك صفت از موضوعى كه قابليت آن صفت را دارد . عدم حركت در جسمى كه صلاحيت حركت را دارد . و بنابراين تقابل سكون و حركت ، تقابل عدم و ملكه