تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آغاز فلسفه (ط پنجم 1385ش) (فارسى) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
حركات و نسبت ميان حركات را با يك زمان عمومى كه مقدار حركت شبانه روزى است تطبيق كنند . چون اين حركت را همگان از قديم مىشناخته‌اند . حركت مزبور را به قرنها و سالها و ماهها و هفته‌ها و روزها و ساعتها و دقيقها و ثانيه‌ها و . . . تقسيم كرده‌اند و حركات خود را با اين تقسيمات اندازه مىگيرند . نزد آنها كه حركت جوهرى را قبول دارند زمانى كه دخالتى در امور حادث زمانى دارد فقط همان زمان حركت جوهرى است . 2 - تقدم و تاخر ميان اجزاء زمان ، ذاتى است ، به اين معنى كه سيال بودن و بى قرارى زمان مقتضى اين است كه اگر تقسيم شود به اجزائى تقسيم شود كه هر جزء ، بعد يا قبل از جزء ديگر است . جزء قبلى مقدمه و جزء بعدى متوقف بر قبلى است . 3 - لحظه و آن كه طرف زمان و حد فاصل ميان دو جزء آن حساب مىشود چيزى است موهوم و عدمى ، زيرا تقسيم زمان به لحظه‌ها يك تقسيم وهمى است و انفكاك خارجى ندارد و در نتيجه طرف و آن منقطع ، نداريم . 4 - اجتماع دو آن يعنى دو حد فاصل عدمى بدون فصل يك زمان ميان آن دو امكان ندارد زيرا اگر زمانى در وسط نباشد ديگر حد فاصل ميان آن دو معنى ندارد . اجتماع دو حد مزبور را اصطلاحا « تتالى آنات » مىگويند . همين طور اجتماع آنيّات هم يعنى دو امر لحظه‌اى بدون هيج زمانى معنى ندارد مثل وصل و افتراق‌ها . 5 - زمان ، اول و آخرى ندارد يعنى جزئى كه ديگر قابل قسمت نباشد و اول يا آخر حساب شود ، زيرا قبول قسمت براى زمان ذاتى است .