تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آغاز فلسفه (ط پنجم 1385ش) (فارسى) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
معين محفوظ مىماند . صورت مزبور هم هر چند مبهم است و تعين ندارد ليكن وحدت آن به خاطر وحدت فاعليش كه جوهر مجرد و مفارق از ماده است محفوظ است . صورت مبهم مزبور به همين جهت كه عامل وحدت و شخصيت ماده است به منزلهء شريك علت براى ماده حساب مىشود و ماده كه با صورت مزبور تحصل پيدا كرده موضوع حركت جوهرى است براى تحقق صورتهاى معين يكى پس از ديگرى . معتقدين كون و فساد هم كه حركت جوهرى را قبول نداشته جهان را متحرك واحدى نمىدانند و سراسر عالم را باطل شدن چيزى و پيدا شدن چيز ديگرى معتقدند ، نيز همين طور مىگويند ، فاعل ماده همان صورت مبهم است كه وحدتش به وسيله جوهر مجرد مفارق از ماده محفوظ است و ماده به وسيلهء صورت مزبور تحصل داشته عمل مىكند و بدين حساب صورت مبهم مزبور شريك علت براى ماده شده تحصل و وحدت آن را حفظ مىكند . اينها مطالبى است كه در اين باره گفته شده است ولى تحقيق اين است كه ابتدا درنگ نموده از خود بپرسيم موضوع ثابت براى چه مىخواهيم ؟ اگر احتياج حركت به موضوع ثابت ، براى اين است كه وحدت حركت به وسيله موضوع مزبور حفظ شده و با عروض انقسام و با عدم اجتماع وجودى اجزاء حركت وحدتش بر هم نخورد ، اين احتياج را قبول نداريم زيرا اتصال حركت ، بنفسه براى وحدت مزبور كافى است ، انقسام هم كه خارجى نبوده وهمى است ، و توهم انقسام نمىتواند وحدت مسلم خارجى را از بين ببرد . و اگر احتياج حركت به موضوع ثابت براى اين است كه حركت ، يك وجود توصيفى و نعتى است ، و هر وجود اين