فصل دوم : « ملاك تقدم و سابقيت »
منظور از ملاك تقدم ، همان امر مشترك ميان متقدم و متاخر ، است و تقدم و تاخر هم در همان امر مشترك است .
ملاك تقدم در سبق زمانى انتساب به زمان است . حالا فرق نمىكند سابق و لاحق خود زمان باشد و يا يك امر زمانى . ديروز سابق بر امروز است يعنى ديروز نسبتى با زمان قبلى دارد . جدّ ما هم سابق بر ماست يعنى او نسبتى به زمانى پيش از زمان ما دارد .
ملاك تقدم در سبق بالطبع ، انتساب به وجود است . عدد 2 پيش از عدد 3 مىباشد يعنى 2 هميشه پيش از 3 وجود دارد .
ملاك تقدم در سبق علّى وجوب است . علت پيش از معلول است يعنى پيش از معلول ضرورت دارد . ملاك تقدم در سبق ماهوى ، قرار ماهيت است ، حيوانيت پيش از انسانيت است يعنى قرار ماهوى آن قبل از انسان است . قرار ماهوى انسان پس از تقرر ماهيت حيوانيّت است .
ملاك تقدم در سبق بالحقيقه مطلق الوجود اعم از حقيقت و مجاز است . قضيه « آب جريان دارد » قبل از « ناودان جريان دارد » مىباشد . آن اصل است و اين بر اساس آن ساخته شده است . يعنى تحقق آن پيش از اين است از نظر اصالت مقابل مجازيت .
ملاك تقدم در سبق دهرى وجود نفس الامر است . عقل اول پيش از عالم طبيعت است يعنى در وجود نفس الامرى پيش از آن است آن باطن عالم است و اين در ظاهر .