تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آغاز فلسفه (ط پنجم 1385ش) (فارسى) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
در بر بگيرد . عدم مقابل هم عدم يك شىء در زمان ديگرى غير از زمان وجود آن شىء است . همان كه پيش از اين گفتيم . ولى عدم مجامع همان عدم ذاتى يك شىء است كه با وجود آن شىء - كه از علت گرفته است - جمع مىشود . حسن ديروز نبود يعنى حدوث زمانى دارد و قبلا اين وجود را نداشت و عدم زمانى داشته است ولى حسن الان هم كه موجود است ، بذاته نيست يعنى حادث به حدوث ذاتى است كه همراه با عدم ذاتى است . و بنا به آنچه گفتيم معناى حدوث ، مسبوقيت وجود به عدم مىباشد و معناى قدم ، عدم مسبوقيت آن به عدم است . و اين دو معنا از جمله عوارض ذاتى مطلق وجود است ، يعنى هر موجودى به هر حال يا مسبوق به عدم است و يا غير مسبوق به عدم . و به همين جهت است كه در فلسفه از حدوث و قدم بحث مىشود حدوث و قدم از جمله عوارض ذاتى وجود است ، و در فلسفه از عوارض ذاتى وجود بحث مىشود . با عموميتى كه دربارهء عدم ( مجامع و مقابل ) گذشت ، حدوث هم تقسيم مىشود : حدوث زمانى و حدوث ذاتى . حدوث زمانى مسبوقيت وجود يك شى به عدم زمانى ، است مثل مسبوقيت امروز به عدم در گذشته و يا مسبوقيت حوادث امروز به عدم آنها در روز گذشته . مقابل حدوث زمانى قدم زمانى است يعنى عدم مسبوقيت يك شىء به عدم زمانى مثل اصل زمان كه پيش از آن هيچ زمانى نبوده است و گرنه با همين نفى زمان اثبات زمان كرده‌ايم . اگر قدم زمان معنايش اين باشد كه زمان در زمانى گذشته و قديم بوده معنايش اثبات زمانى پيش از آن مىباشد .