حدوث ذاتى يعنى مسبوقيت وجود يك شىء به عدم ذاتى يعنى ذاتش از خود هيچ نداشته باشد . همهء موجودات امكانى كه وجودشان را از علت خارجى گرفتهاند اين طور هستند : در حد ذاتشان جز عدم هيچ نيست .
ممكن است بگوييد : ماهيت جز امكان كه لازمهاش تساوى نسبت به وجود و عدم است چيزى ندارد . در ذات ماهيت نه وجود است و نه عدم . نه اينكه عدم در ذات باشد كه شما مىگوييد .
ولى به اين نكته توجه كنيد كه ماهيت گر چه در حد ذات خالى از وجود و عدم است و در تلبس به وجود و يا عدم احتياج به مرجح خارجى دارد ، ليكن صرف عدم مرجح وجود و عدم علت وجود براى معدوم بودنش كفايت مىكند . به عبارت ديگر اين كه فى ذاته از وجود و عدم خالى است از نظر حمل اولى است و منافاتى ندارد كه از نظر حمل شايع معدوم باشد .
در برابر حدوث به اين معنى ، قدم ذاتى است كه عدم مسبوقيت يك شىء به عدم ذاتى است كه فقط در جائى تصور دارد كه يك چيز عين حقيقت وجود بوده و بالذات عدم را طرد نمايد يعنى وجود واجب كه ماهيتش همان وجودش مىباشد .
حدوث دهرى هم مشمول عموم معناى حدوث بوده در كادر معناى عام آن قرار مىگيرد . حدوث دهرى كه ابداع مرحوم محقق داماد است اين است كه يك مرتبه از وجود شىء مسبوق به عدم آن مرتبه در مرتبهء ديگر باشد كه در فوق قرار دارد مثل مسبوقيت عالم طبيعت به عدم آن در عالم مثال ، يعنى طبيعت به حد و مرتبهء خاص خود در عالم مثال نيست . توجه داريد كه عدم در اين قسم حدوث هم عدم غير
آغاز فلسفه (ط پنجم 1385ش) (فارسى) — صفحة 195
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٩٥