ملاك تقدم در سبق رتبى انتساب به مبدأ تعيين شده ، مىباشد مثلا محراب را در مثال امام و مأموم ، مبدأ مىگيريم و سابق و لاحق را در ارتباط با آن مىسنجيم . يا در ورودى را مبدأ مىگيريم . اين در رتبهء حسى . در رتبهء عقلى هم مثل جنس اعلى يا نوع اخير . وقتى مبدأ را از بالا حساب كنيم جنس اعلى و اگر از پايين شروع كنيم نوع اخير . هر چه به اينها نزديكتر است سابق مىباشد .
ملاك تقدم در سبق بالشرف هم فضيلت و برترى است . اين در شجاعت اسبق از آن است يعنى برترى بر آن دارد .
فصل سوم : « قدمت و حدوث »
در زبان عموم ، از سابق اين طور بوده كه دو لفظ قديم و حادث را به دو چيزى كه در تطبيق بر يك زمان شريك اند ولى زمان يكى بيشتر از زمان ديگرى است اطلاق مىكردهاند . آنچه كه زمانش بيشتر بوده است .
قديم و آنچه زمان كمترى دارد حادث يا حديث است . قديم و حادث بودن دو وصف اضافى هستند و ممكن است يك چيز در مقايسه با چيزى حادث باشد و در مقايسه با چيز ديگر قديم باشد . و بنابراين خلاصه مفهوم و معناى حدوث اين است كه وجود يك شىء ، مسبوق به عدم در يك زمانى باشد . و خلاصه معناى قديم هم اين است كه وجود آن چيز مسبوق به عدم در يك زمانى نباشد .
بعدا معناى اين دو لفظ - حدوث و قدم - را توسعه داده عدم را به طور مطلق گرفتهاند تا هم شامل عدم مقابل بشود و هم عدم مجامع را