حال تا 2 تحقق نيابد 3 محقق نمىشود .
3 - سبق علّى : تقدم علت تام بر معلولش را سبق علىّ مىخوانند .
4 - سبق ماهوى : تقدم علل قوام را بر معلولشان سبق ماهوى يا سبق جوهرى مىنامند . تقدم اجزاء ماهوى يك نوع بر نوع ، مثل تقدم حيوان و ناطق بر نوع انسان ، سبق ماهوى است . تقدم ماهيت بر لازمهاش مثل تقدم عدد چهار بر صفت زوجيت كه صفت لازم آن است نيز از اين قسم سبق شمرده شده است .
اين سه قسم سبق و لحوق ( طبعى و علّى و ماهوى ) را سبق ذاتى مىنامند .
5 - سبق بالحقيقه : اگر سابق يك معنائى را بالذات داشته باشد و لا حق ، آن را بالعرض داشته باشد اين گونه سبق و لحوق را بالحقيقه مىنامند . آب كه از ناودان جارى مىشود صفت جريان را ، به طور حقيقت دارد ولى اين صفت به ناودان هم به طور بالعرض نسبت داده مىشود . مىگويند ناودان جريان دارد . اين قسم سبق را صدر المتالهين ابداع و اصطلاح كرده است .
6 - / سبق دهرى : تقدم علت تام بر معلولش را دو طور مىتوان ديد :
1 - از اين نظر كه علّت ايجاب كنندهء معلول و افاضه كنندهء وجود معلول است . سبق علّى اين جهت را منظور دارد 2 - از اين نظر كه علت چيزى است جدا از معلول ، و معلول در مرتبهء علت نيست ، چنان كه عالم تجرد از عالم ماده جدا است . سبق دهرى به اين جدائى و انفصال و علوّ مرتبه علت و نبود معلول در آن مقام بلند توجه دارد .
به عبارت ديگر گاهى علّت را بعنوان ايجاد كنندهء معلول افاضه گر آن و همراه آن مىبنيم ، و گاهى به اين عنوان كه بالاخره وجودى است
آغاز فلسفه (ط پنجم 1385ش) (فارسى) — صفحة 190
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٩٠