تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آغاز فلسفه (ط پنجم 1385ش) (فارسى) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
عوامل طبيعى هم در اعمالشان غايتى دارند كه همان نهايت حركتشان مىباشند . بسيارى هم گمان مىكنند كه بسيارى از افعال اختيارى انسانها نيز بدون غايت هستند مثل بازيهاى كودكان كه در حركتشان غايت و هدفى در نظر ندارند ، و يا حتى بازى افراد با انگشتان و يا محاسن خود ، و نيز تنفس انسان كه يك حركت ارادى انسان است و مانند حركات بيمارى كه در خواب از پهلوئى به پهلوى ديگر مىغلطد و همين طور كسى كه براى هدفى حركت مىكند ، در آن هنگام كه به علت برخورد با مانعى از حركت و نتيجهء آن باز مىماند . و مثالهائى از اين قبيل . ولى حقيقت اين است كه هيچ يك از اين اعمال بدون غايت نمىباشد . توضيح اينكه : افعال ارادى داراى مبدأ و مقدمه « قريب » و « متوسط » و « بعيد » هستند ، كه هر يك از آنها غايتى دارند ، و چه بسا كه چند مقدمه با هم يك غايت داشته باشند ولى نوعا هر يك غايتى جداگانه دارند . مقدمه و مبدأ قريب فعل همان قوّهء فعّاله‌اى است كه در عضلات گسترده شده است . مبدأ متوسط همان اشتياق فاعل است كه مستلزم اراده و تصميم است . مبدأ بعيد هم علم و آگاهى است يعنى تصور فعل به طور خاص كه چه بسا همراه آگاهى از فوائد و خيرات فعل هم مىباشد . علم كه اولين مبدأ است اگر علم فكرى باشد فعل ارادى يك غايت فكرى خواهد داشت ، و اگر علم تخيلى و بدون فكر باشد غايتش هم چه بسا تخيل محض مىباشد كه شوق به او تعلق گرفته و قوهء فعاله شخص ، عضلاتش را براى تحصيل آن تحريك نموده است . مثلا طفل ، حركتى را در نظر مىآورد و تحت تاثير اميال باطنى مشتاق آن مىشود