تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آغاز فلسفه (ط پنجم 1385ش) (فارسى) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
و انجامش مىدهد . در اين گونه موارد ، نفس تصور حركت خاص و جزئى ( خيالى ) ، به عنوان مبدأ عمل مىباشد و خود حركت خارجى و نهايت آن هم غايت و هدف از حركت مىباشد . اصطلاحا اين گونه اعمال را گزاف مىنامند . و گاهى هم مبدأ نخستين فعل ، علم تخيلى همراه عادت و اخلاق است مثل بازى با محاسن . اين را اصطلاحا عادت مىنامند . و گاهى علم تخيلى با طبيعت ( چون تنفس ) و يا با مزاج شخص هر چند منحرف و بيمار ( چون حركات شخص مريض ) مبدأ نخستين فعل است . اين را اصطلاحا فعل قصد ضرورى مىنامند . در همهء اين افعال هر مبدئى غايت خود را دارد ، غايت همگى آنها همان غايت طبيعى يعنى نهايت حركت مىباشد . غايت فكرى و مبدأ علمى فكرى با يكديگر ملازمند . مبدأ فكرى در صورتى است كه غايت فكرى در نظر باشد . در همهء مقدمات و مبادى مزبور اگر فعل ، پيش از رسيدن به غايت خود به واسطهء مانعى قطع شود فعل را باطل مىنامند . در اين مورد هم بايد توجه كنيد كه قطع فعل به علت بروز مانع و تحقق نيافتن غايت به جهت مزبور غير از غايت نداشتن عمل است - دقت كنيد -

فصل نهم : « نفى اتفاق و تصادف »

چه بسا تصور مىشود كه برخى غايات اعمال ، مقصود و منظور فاعل نبوده به او مربوط نمىباشد . گفته‌اند مانند كسى كه چاهى مىكند