است كه مشهور موردى را كه اصلًا قصد انشاء جدى ندارد نمىگويند در همهى اين موارد هم قصد جدى است و هم همه آنها قطعى هستند و مثل ربا خود به خود افزوده نمىشوند .
حتى مثالى كه به عنوان استهزاء اين راهكارها آورده مىشود : « يك قوطى كبريت يا يك شاخه نبات را از شما به ده هزار تومان خريدم به شرط اينكه يك ميليون وام بدون بهره به من بدهيد » كه معمولًا دستاويزى براى تمسخر حيل شرعيه و به عنوان استهزا آورده مىشود . مىگويند : « چه فرقى كرد ؟ ! بالاخره همان سود و ربح را برد اما با عنوان خريد يك شاخه نبات » !
حقيقت اين است كه فرق بسيار است . در اين مثال بالاخره هرچه باشد معلوم است و جهالتى در كار نيست به خلاف ربا .
اشكالهايى كه در مانند اين مثال مىگيرند اين است كه :
1 - هيچكس يك شاخه نبات را به ده هزار تومان نمىخرد پس قصد انشاء اين بيع را ندارد . جواب اين است كه معلوم است كه يك شاخه نبات ده هزار تومان نمىارزد و كسى نمىخرد ، ليكن شاخه نباتى كه دنبال آن يك ميليون وام بىبهره باشد هم
نگاهى نو به ملاك حرمت ربا و حيل (فارسى) — صفحة 62
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٦٢