به هر حال انسانهاى معمولى در صورتى با نشاط كار مىكنند كه محصول كارشان را از آن خود ببينند . هر چند بعداً به رعايت موقعيّت اجتماعى و وجههء ملّى و احترام و آبروى خويش با اختيار و با دست خود بدهند .
خيلى فرق است ميان ايندو : 1 - قانون به زور سر نيزه و ، به پشتوانهء قانون ، محصول كار شخصى را بگيرند 2 - قانون به او كارى نداشته باشد ، ولى رهبر طورى اجتماع را مىسازد كه فرد به رعايت احترام و وجههء ملّى خويش ، محصول كار خود را به رضايت و با اختيار خود ، بدهد .
من ( هر چه بگويند ) باور نمىكنم كه در كشورهاى سوسياليستى كارگران و كارمندان با نشاط كاملى كار كنند و قطعاً اگر بازرسان دولتى برسر آنها نباشند و فشار نياورند از كار خود خواهند دزديد و مسلّماً اگر كارگران همهء محصول كار خود را ملك خويش بدانند و بدون هيچ گونه مانعى به دستشان برسد شوق بيشترى خواهند داشت ، هر چند پس از برداشت همهء محصول كارشان ، آنها را به ميان افراد بىبضاعت برده شرايط نابسامان آنها را طورى نشان بدهند كه آنها تحت تأثير فرمان وجدان و احساس نوع دوستى قرار گرفته با اختيار همه محصول خويش را در ميان آن افراد بى بضاعت تقسيم كنند .
درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 83
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٨٣