زمانى است . كار افراد مورد توجّه رهبران مذهب و خداوند است و اين عالىترين نشاط را به وجود مىآورد .
ولى با اين همه نمىتوان انتظار داشت كه اين عشق و تجلّى معنوى در سطح اجتماعى به طورى پياده شود كه به طور خودكار و با نبود رهبر نيز بتواند عامل ادامه فعاّليت باشد .
حكومتها يكى پس از ديگرى روى كار مىآيند و حكومت اسلام و رهبرى كامل مذهبى تنها در شرايط خاصى قدرت تجلّى از ميان اين همه موانع را پيدا مىكند . قانون بايد طورى باشد كه اگر حكومتى مذهبى هم سر كار نبود طورى تطبيق با ضروريات اجتماع كند كه امكان پياده شدن در سطح اجتماع را داشته باشد و آن اندك افراد خودساخته مشتاق خداوند ، حالت انزواى سياسى پيدا نكنند تا مردم نگويند : دين قابل عمل نيست ، و اينها كه مىبينى افرادى استثنايى هستند .
و همين است يكى از اسرار بشر بودن پيامبران ، و اينكه هر پيامبرى از ميان اجتماع خود برانگيخته شده است ، تا از درون ملّت برآيد و ملّت ببينند كه مىتوان انسانى كامل شد .
و البته اينجا چه مطالب لطيفى نهفته است كه به رعايت نظم سخن از آنها مىگذرم .
درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 82
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٨٢