مىشد و مىدانيد كه در اين شرايط نوعاً فقير و تنگدست پيدا نمىشود .
ظهور فقر نوعاً مربوط به كسادى بازار اجناس و فراهم نبودن مقدمّات كار و زياد شدن مأمورين حكومت كه بدون دخل ، خرج سنگينى به دوش ملّت هستند و فشار حكومت در ماليّاتهاى سنگين و احياناً تنبلى برخى افراد مىباشد و آنها همه به وسيلهء قدرت رهبر اسلام بر طرف مىشود .
بنابراين فقير تنها كسى خواهد بود كه توانائى كار ندارد و او هم اگر پدر و مادر يا فرزند متمكّنى دارد به موجب حكم قطعى قانون بايد خرج او را بپردازد و روى اين حساب تنها بيچارگانى از زكات استفاده مىكنند كه نه توانائى كار دارند و نه كفيل خرج و اينها بسيار نادر خواهند بود و زكات حتماً بيشتر از احتياجات آنها مىباشد . اين است كه در مصرف زكات حتّى مخارج حجّ فقرا ذكر شده است يعنى طورى مشكل فقر حلّ مىشود كه زكات در راه مكّه بردن فقرا به مصرف مىرسد .
و به همين دليل در حكومت اسلام فقير دورهگرد پيدا نمىشود ، در ابتدا حكومت پيامبر صلى الله عليه و آله هنوز فقرا و محتاجانى بودند كه به بقاياى آثار وضع اشرافى و رباخوارى مشركين مكّه و يهوديان مدينه پيش از حكومت آن حضرت مربوط مىشد .
درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 242
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٢٤٢