تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
هيزم فروشى را مثال مىزند . به هر حال در حكومت اسلام فقر يك مشكل بزرگى به حساب نمىآيد . روش اسلام اين است كه نوعاً مشكل فقر را گناه روشهاى استعمارى ديگر مىداند و الّبته تا آثار آنها در اجتماع اسلام باقى است ، با تمام قدرت خود و حتّى با استفاده از قانونهاى خمس و انفال و مالياتهاى فوق العاده به جنگ فقر مىشتابد . و اگر به فرض - كه راستى بايد استعمار بسيار شديد باشد تا اين فرض جلو بيايد - اينها هم كفايت نكنند ، به قانون حرمت « كنز » متوسّل شده همهء اموال بيش از احتياج متوسّط مردم را ضبط مىكند . و همين كه مشكل بر طرف شده دوباره وضع عادى مىشود و قوانين اولّيهء اسلام به همان وضعش باقى مىماند و در شرايط معمولى حكومت اسلام ، ديگر فقر به عنوان يك مشكل مورد توجّه قرار نمىگيرد . مسئلهء استثمار به وسيلهء سرمايه كه به عنوان يك مشكل جداگانهء از مسئلهء فقر مطرح مىشود ، قبلًا هم اشاره كرديم كه استثمار مربوط به فقر اكثريّت و يا ضعف حاكم يا سيستم حكومتى است . و به هيمن جهت است كه هر چند در دليل قرآنى ، زكات فقرا را مقدّم داشته و در درجهء اوّل ذكر نموده است ، ليكن آنها را تنها مصرف
درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 244 | الشيخ محمد علي الگرامي القمي