( درهم نيم مثقال نقره است )
در كتابهاى « خراجّيه » كه فقهاء اسلام نوشتهاند ، خصوصّيات ماليات اراضى بررسى شده است مثلًا وقتى عماّر ياسر و عبداللّه مسعود و عثمان بن حنيف و ابو عبيده از طرف حكومت عمر ( و به اجازهء على عليه السلام براى تنظيم امور عراق وارد آن سرزمين شدند ، يكى از كارهاى اين هيئت اين بود كه اراضى قابل كشت را مساحى نمودند و 36 هزار جريب را قابل كشت تشخيص داده به مردم اطّلاع دادند كه هر كس توانائى احياء و آباد كردن زمينها را دارد به اندازهء توانائى خويش بردارد و احياء نمايد . مردم بدون تفاوت ، مىآمدند و زمين تحويل مىگرفتند و به كار كشاورزى اشتغال مىورزيدند . هيئت مزبور همچون ساير ادارات دولتى آن زمان ، هيچ گونه تشريفات زائدى هم نداشتند تا بارى به دوش ملّت و خرجى سنگين بر بيت المال باشند و در نتيجه مالياتها هم بسيار ناچيز بود ، از باغستانها پيش از اينكه كاملًا بارور شوند هيچ نمىگرفتند و پس از هر چريب باغ ميوه فقط 4 درهم مىگرفتند از مزارع جو ، هر جريب 2 درهم و از بهترين باغهاى خرما و انگور حدّاكثر در سال 8 درهم مىگرفتند . « 1 »
براى تجارت مردم نيز همين طور تسهيلات فراهم مىشد و تشويق مىشدند و از طرف ديگر بيكارى به شديدترين وجه تحقير
هامش
( 1 ) - خراجيه محقّق دوّم .