على عليه السلام ناتوانى را در راه ديد كه از مردم كمك مىخواست فوراً مأمورين خود را باز خواست كرد گفتند : او مسيحى است حضرت با تشدّد و غضب فرمود : تا نيرو داشت از او استفاده كرديد و اينك او را رها كرديد تا گدائى كند ؟ آنگاه فرمان داد از بيت المال سهمى مرتّب برايش قرار دادند .
و در آن دوره از گدائى شديداً نهى مىشد و در روايات ما از سؤال جلوگيرى شده است .
از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده است : « از سؤال كردن در مجالس امّت من بپرهيزيد . . . » « 1 »
و مىفرمود : « اگر كسى ريسمانى تهيّه كرده ، پشتهء هيزمى بر پشت خود نهاده ، بفروشد و به آن وسيله آبروى خود را حفظ كند بهتر از اين است كه سؤال كند . » « 2 »
و از اين حديث معلوم مىشود ، جمع هيزم و فروش آن از كارهاى سختى حساب مىشده است كه مردم حاضر نبودند به زودى به آن مبادرت ورزند و معلوم مىشود با اينكه ابتداى حكومت اسلام بود يك نوع رفاه نسبى داشتند كه حضرت براى كار سخت و فشار فقر ،
هامش
( 1 ) - 33 / 1 ابواب صدقه وسائل ج 2 .
( 2 ) - 32 / 19 ابواب صدقه وسائل ج 2 .