تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حاكميت و قانون اساسى در اسلام (فارسى) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
ظاهراً اساس اين روش همان سكوت ( ! ) پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله درباره‌ى خلافت ، و فرموده‌ى خداوند : « و امرهم شورى بينهم » كه شامل تمام شؤون اجتماعى مسلمان است بوده است . آنچه كه از اين سابقه‌ى قانونى ، به طور قاطع به دست مىآيد اين است كه : انتخاب رئيس در دولت اسلام مربوط به خواسته‌ى عموم ملت مسلمان بوده و احدى نمىتواند با اجبار خود را بر مردم مسلط نمايد و اين منصب هم به يك خانواده و يا طبقه‌ى معينى اختصاص ندارد ، و بايد اين انتخاب با رضايت مسلمانان و بدون توسل به زور ، و حيله‌گرىها انجام شود . و اما اين رضايت عموم ملت از كجا معلوم شود ، اسلام راه معينى لازم نكرده و ما مىتوانيم به مقتضاى زمان و احوال مسلمانان ، و وضع كنونى و دنيا راههاى مختلفى طرح و انتخاب نمائيم و فقط يك شرط دارد و آن اينكه بدان وسيله بتوانيم آنهايى را كه مورد اطمينان و رضايت ملتند به خوبى به دست آوريم . « 1 »
هامش
( 1 ) - ما « شيعيان » معتقديم : خلافت و پيشوائى ملت اسلام بايد از طرف خداوند كه عالم به مصالح و مفاسد و نيات اشخاص است تعيين شود . و همين طور هم شده است يعنى پيامبر صلى الله عليه و آله على عليه السلام را پس از خود خليفه و امام مردم ساخته و اين معنى را در موارد بسيار زيادى به گوش ملت اسلام رسانده و خصوصا در غدير خم كه اكثريت وجوه مسلمانان كه به همراهى پيامبر صلى الله عليه و آله براى سفر حج كه تنها حج پيامبر صلى الله عليه و آله بود رفته بودند - حاضر بودند دست على عليه السلام را گرفته بلند كرد و فرمود : . . . اى مردم خداوند مولاى من است و من مولاى مؤمنين كه از جانشان به آنها ولايتم بيشتر است هر كس من مولاى اويم اين على مولاى