را مسلّحانه با تهديد و وحشت و يا ترور مغلوب افكار خود ساخته با نيروى خود نظام شهرها را به هم بزنند اينجا است كه دولت آنها را گرفته و به سزاى كردارشان مىرساند .
اينجا حق ديگرى هم هست كه اسلام دستور داده و اكيداً سفارش هم فرموده است : از وظايف حتمى دولت اسلامى است كه احتياجات ضرورى انسانى هر فرد فرد مردم را تعهّد نموده فراهم آورد . وظيفهء « زكات » اسلام به همين قصد واجب شده است ، و پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده : « از ثروتمندانشان گرفته به بينوايان رد مىشود » . « 1 » و فرمود : « كسى كه بيچارهاى را پس از خود بگذارد ، او مربوط به ماست - و ما متعهد امور او هستيم - » . « 2 » و فرمود : « من وارث كسى كه وارث ندارد هستم . از جانب او ديه مىدهم و از او ارث مىبرم » . « 3 »
اسلام در اين قسمت ميان مسلمانان و كفار « اهل ذمه » كه جزو سكنهى دولتند فرق نمىگذارد . همانطورى كه ضامن خوراك و پوشاك و مسكن مسمانان است براى « اهل ذمه » نيز تعهد مىكند . عمير بن رافع از ابى بكره نقل مىكند كه عمر بن خطاب گذرش بر خانههاى محلهاى افتاد ديد مرد نابينايى گدايى مىكند . از پشت سردستى به بازوى او زد و گفت : « تو از كدام دسته « اهل كتابى » ؟ گفت : « يهودى هستم » . گفت : « چه باعث شد كه ترا اينچنين مىبينيم » ؟ گفت : « پيرى و احتياج » ، « جزيه هم بايد بدهم » . عمر دستش را گرفت و به منزل خود برد و چيزى به او داد و آنگاه فرستاد پيش كليددار « بيت المال » - خزانهى مملكت - و گفت اين و امثالش را
هامش
( 1 ) - همه نقل كردهاند
( 2 ) - همه نقل كردهاند
( 3 ) - ابوداود در كتاب فرائض