خطابى گفته است : حبس بر دو قسم است : 1 - حبس مجازاتى 2 - حبس تحقيق . حبس مجازاتى تنها در چيزهاى ثابت شده است و حبس تحقيق در موارد اتهام است كه به وسيلهى آن چيزهاى زير پرده كشف مىشود . نقل شده است « پيغمبر صلى الله عليه و آله مردى را در مورد اتهامى ساعتى از روز حبس نمود و آنگاه رهايش ساخت » . - معالم السنن كتاب قضاء - . و همچنين قاضى ابو يوسف در كتاب خراجش مىگويد : « ممكن نيست به صرف اتهام كسى ، شخصى را زندانى نمود . پيغمبر صلى الله عليه و آله مردم را به تهمتها نمىگرفت . بلكه ميان « مدعى » و « مدعى عليه » جمع مىنمود ، اگر مدعى شاهدى داشت طبق آن حكم مىنمود و گر نه از « مدعى عليه » ضامنى گرفته و سپس آزاد مىنمود . اگر « مدعى عليه » پس از اين توضيحاتى داد كه بسيار خوب و گرنه باز هم نبايد متعرض او شد » - كتاب خراج ، ص 176 ، طبع سلفيه 1352 - .
همين طور از عمر نقل شده « به خدا قسم در اسلام كسى بدون علت به اسارت نمىآيد » . « 1 » موطأ مالك باب شرط الشاهد - .
سومين حق مهم آزادى در اظهار عقيده و در قانون است : حضرت على عليه السلام قانون اسلام را در اين باب به بهترين صورت توضيح داده است :
پس از قضيهء « حكمين » هنگامى كه على عليه السلام با معاويه قراردادى بست ، هشت هزار نفر از كسانى كه همه حافظ « قرآن » بودند ! بر على عليه السلام خروج
هامش
( 1 ) - احكام مزبور در فقه شيعه هم ثابت ، و نظير روايات مذكور در كتب « حديث » ما هم هست