كرده بناى شورش گذاردند « 1 » به آنها « خوارج » مىگفتند . اينها نظير فرقههاى « آنارشيست » « 2 » و « نهليست » « 3 » زمان ما بوده با تشكيل هر گونه دولتى مخالفت كرده و با تمام نيرو در نابودىاش مىكوشيدند .
على عليه السلام عبداللّه عباس را نزد آنان فرستاد ، و او با آنها مناظره و مباحثهاى نمود و در نتيجه چهار هزار نفر توبه كرده بازگشتند . على عليه السلام نزد بقيه فرستاد كه از راه خود بر گرديد ولى آنها نپذيرفتند . حضرت پيام فرستاد : « هر جا مىخواهيد باشيد ، به اين قرار كه هيچ خونى به حرام نريزيد و راهى را نبريد و به كسى تجاوز نكنيد . و اگر چنين كرديد جنگ را به استقبالتان مىفرستم » . عبداللّه بن شداد مىگفت : « به خدا قسم حضرت با آنها جنگ نكرد تا اينكه راهها بريدند و خونها به ناحق ريختند » « 4 » حضرت بار ديگر هم به آنها فرموده كه « تا فسادى در زمين نكنيد ما شروع به جنگ نمىكنيم » . « 5 »
آنچه كه به طور قاطعى از اين بيان به دست مىآيد اين است كه اسلام جلو اظهار عقيدهء دستهها و احزاب مخالف دولت و ملت اسلامى را نمىگيرد ، ليكن اگر بخواهند روى افكارشان تبليغات راه بياندازند و ملت
هامش
( 1 ) - پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : « دو دسته پشتم را شكستند ، يكى دانشمند هتاك و ديگر نادان مقدس مآب
( 2 ) - هرج و مرج خواه
( 3 ) - منكر همه چيز
( 4 ) - نيل الاوطار ، ج 7 ، ص 139 و 133
( 5 ) - همان