پرسشها و پاسخها
س - دولتهايى كه پس از خلفاء راشدين روى كار آمد اسلامى بودند و يا غير اسلامى ؟
ج : حقيقت اين است كه به واقع كلمه ، نه اسلامى بودند و نه غير اسلامى ، زيرا در آن دولتها دو پايهى مهم قانون اساسى اسلام تغيير يافته بود : 1 - مسئلهى انتخاب رئيس - كه ديگر به صورت مشورت نبوده انتصابى و تا حدودى موروثى شده بود ، 2 - پيشبرد نظام دولت با مشورت ، - كه اين هم اكثراً عملى نبوده و بيشتر جنبهى استبدادى پيدا كرده بود - ليكن ساير مواد قانون اساسى گر چه به روح واقعى خود باقى نمانده بود ليكن به طور كلى هم نسخ نشده بود ، قرآن و احاديث همچنان پايهى قانون آن دولتها بود . دادگاههاى آنها هم جز طبق قانون اسلامى حكم نمىكردند ، و فرمانروايان اسلام هم جرأت نمىكردند كه قانون اسلام را نسخ نموده به جايش قوانين وضعى دلخواه خود را بگذارند ، و اگر گاهى فرمانروايى تصميم چنين كارى مىگرفت يكى از بندگان شايستهى خداوند قيام نموده با او جهادى به سزا مىنمود تا آنجا كه راه اين گناه بزرگ را مىبست . اين كتابهاى تاريخ است ، نشان مىدهد چگونه دانشمندانى چون « ابن تيميه » و « مجدد سرهندى » در برابر اين تصميمات