تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حاكميت و قانون اساسى در اسلام (فارسى) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
خود تصريح فرموده : « شنوايى و فرمانبردارى در سختى و آسانى ، و نشاط و بدحالى » « 1 » . دومين حق دولت اين است كه مردم از روى صدق و صفا و واقعيت دوست و يار دولت باشند . در قرآن و احاديث از اين مطلب به طور مكرر به كلمه‌ى « نصح » - خير خواهى - تعبير شده است و اين كلمه به مراتب بهتر از دو كلمه‌ى « لوياليسم » « 2 » و « اليجنس » « 3 » اصطلاح انگليسيها ، مىباشد . معناى حقيقى اين كلمه اين است كه هر فردى دولت را دوست داشته و از اعماق دل خير او را بخواهد و براى ترقى او كوشش نمايد و زير بار چيزى كه مختصر ضرر و يا اذيتى به دولت برساند نرود . بلكه اسلام سكنه‌ى دولت را ملزم مىكند كه با او كمك كنند و از بذل كوشش و فداكارى مالى و جانى در راه دولت دريغ ننمايند . حتى قرآن كريم كسانى را كه با توانايى و قدرت ، از فداكارى مالى و جانى در راه دفاع از مملكت در مواقع خطر دريغ مىكنند منافق مىشمارد . اينها قوانين اساسى دولتى است كه ما دولت اسلامى مىناميم و اختيار با شماست كه اين روش دولتى را به هر نامى از اصطلاحات اين زمان كه بخواهيد بناميد . خواه استبدادى و يا جمهورى و يا دموكراتيك و . . . ما اصرارى بر اصطلاح مخصوصى نداريم . آنچه كه ما در حال اصرار داريم اين است كه ما اگر ادعاى اسلام داريم نبايد نظام زندگى و حكومت ما جز بر آنچه كه اسلام نشان داده و مبانى و اساسى كه او گذاشته بنا نهاده شود .
هامش
( 1 ) - به نقل عبادة بن صامت در كتاب « موطأ » مالك ( 2 ) - دولت خواهى و طرفدارى از دولت در وقت شورش ( 3 ) - وفادارى ، بيعت
حاكميت و قانون اساسى در اسلام (فارسى) — صفحة 105 | الشيخ محمد علي الگرامي القمي