« أنت دللتنى عليك » « 1 » ؛ تو خود مرا بر وجودت راهنما و گواهى .
ميان نقص جهان و نظام احسن بودن آن ، تضادّ نيست
ممكن است بگوئيد : جهان خلقت ، در سيمايى بهترين و نظامى احسن آفريده شده و هيچگونه نقص و كاستى نپذيرفته وآنچنان نظم و دقتى در تاروپود آن راه يافته كه كوچكترين و بزرگترين حيوان از همه آنچه بايد داشته باشد ، برخوردار است و شما به همين نظم فراگير استدلال مىكرديد . امّا اينك بانگى بلند سر مىدهيد و از نقص جهان دم مىزنيد و بر اثبات خدا از كاستى موجودات ره مىبريد ، اين تناقض و دوگانگى دردآور را چه كنيم ؟ در پاسخ بايد گفت كه « نقص » به معناى محدود بودن است . بى ترديد هيچ موجودى را نمىتوان يافت كه از كمال مطلق بهرهمندد باشد مگر ذات بارى تعالى ، پس همه موجودات محدود و ناقص هستند و همين نقصانپذيرى و وابستگى و نيازمندى آنها از موجودى كامل و مطلق پرده برمىدارد . امّا اين موجودات محدود در نظمى شگفتانگيز و پولادين به سر مىبرند و از همه ابزار لازم براى رفع نيازهايشان برخوردارند و نظام آنها بهترين نظام ممكن است .
امير مؤمنان عليه السّلام در نهج البلاغه به برخى از اين نظام اشاره نمودهاند :
« و من أعجبها خلقا الطّاووس الّذى أقامه فى أحكم تعديل ، و
هامش
( 1 ) . مفاتيح الجنان ، دعاى ابو حمزه ثمالى .