همانا در آسمانها و زمين نشانههايى براى مؤمنين مىباشد و همچنين در آفرينش شما و آنچه از موجودات كه پراكنده است ، نشانههايى براى اهل يقين است و در آمد و رفت شب و روز و آنچه خداوند از آسمان رزق نازل كرده و بوسيله آن زمين را پس از مرگش زنده مىگرداند و نيز در جابجايى بادها كه همه آياتى براى اهل تعقل مىباشد . اين آيات الهى است كه به حق آن را بر تو مىخوانيم . پس به كدام سخن پس از خدا و آياتش ايمان مىآوردند .
در واژهء « آيه » ، مفهوم مرآتيت و آيينگى نهفته است . « آيه » علامت روشن يك شىء را گويند و وقتى جهان را آيينه و مرآت خداوند دانستيم ، ديگر از مسألهء دليل و مدلول نشانى در ميان نخواهد بود ، زيرا در اين آيينه خداوند را بدون واسطه مىبينيم . آنگاه كه در آيينه به تماشاى خويش مىرويم ، تصويرمان را مستقيم و بىواسطه مشاهده مىكنيم نه اينكه عكس خويش را ببينيم و از رهگذرش به خويشتن رسيم ! و خدا را هم همانگونه در آيينهء آفريدگان نظاره مىكنيم كه خويشتن را در آيينه :
اين همه عكس مى و نقش مخالف كه نمود * يك فروغ رخ ساقى است كه در جام افتاد
بوى گل خود به چمن راهنما شد ورنه * مرغ بيچاره چه دانست كه گلزارى هست
در اين ديدگاه ، مشاهدهء موجودات بدون ديدن وابستگى و نيازمندى آنها به خدا امكان ندارد و بنابراين ، آيينهء موجودات بدون هيچ واسطهاى و كاملا مستقيم خداوند را نشان مىدهند .