نقصان و كاستى مىپذيرد ، ازاينرو به علتى بيرون از خود نيازمند است .
اطلاق « باطل » « هالك » و « فقر » ، بر موجودات ناقص
در اصطلاح فيلسوفان و عارفان اسلام ، « موجودات ناقص » ، « باطل » نام دارند . مقصود فيلسوف و عارف مسلمان آن است كه نهاد جهان آفرينش و ذات و جوهرهء مخلوقات از خويشتن چيزى دربر ندارد و تمام هستىاش از ديگرى است ، پس حقّ بالغير هستند و باطل بالذات .
« لبيد » شاعر عرب ، شعرى نغز سروده ، شعرى درخشان در ادبيات جاهليّت عرب كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله آن را صادقترين شعر عرب دانسته است :
الا كلّ شىء ما خلا الله باطل * و كلّ نعيم لا محالة زائل « 1 »
در قرآن كريم ، مخلوقات جملگى « هالك » معرفى شدهاند : « كلّ شىء هالك الّا وجهه » « 2 » . پس موجودى كه ما « ناقص » ناميديم ، قرآن « هالك » مىنامد . در فلسفهء اسلامى ، واژهء فقر ، سيهرويى و امكان فقرى نيز به كار رفته است :
سيهرويى ز ممكن در دو عالم * جدا هرگز نشد و اللّه اعلم
پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله به چنين فقرى افتخار كرده است : « الفقر فخرى » . البتّه بنابر احتمالى ديگر ، فقر اقتصادى در نظر بوده و هدف از طرح اين سخن
هامش
( 1 ) . بدانيد هرچه غير خدا ، باطل است و هر نعمتى حتما زوال مىپذيرد .
( 2 ) . سورهء قصص ، آيه 88 .