تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خدا در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
به اقتضاى كامل بودن خداوند ، جهان هستى در بهترين نظام ممكن تحقق مىيابد و لازمهء نظام جهان طبيعت ، وجود عوامل و اسباب طبيعى است . وجود با كشف عوامل طبيعى نه تنها پدر كائنات را ، كه البته عنوان صحيحى نيست ، به انزوا نمىبرد ، بلكه بر پديدارى و تجلّى سيماى او مىافزايد . تنها وجود كامل ، ثابت و زوال‌ناپذير ، خداوندى است كه قرآن كريم او را « حقّ مطلق » مىداند . « 1 »

انواع موجود ثابت

از نظر افلاطون ، « حقّ » بر موجود ثابت اطلاق مىشود . موجود ثابت گونه‌هاى مختلفى دارد : ثابت موقت ، ثابت دائمى ، و ثابت دائمى قيوم بالذات . برخى موجودات ثابت گرچه دائمىاند ، ولى وجود مستمر آنها از نهادشان برنمىخيزد بلكه اين وجود دائم غير اصيل ، ريشه در خاستگاهى ديگر دارد و مجرّدات از چنين وجود ثابتى برخوردارند . امّا تنها وجود ثابت مستمرى كه به نقطه‌اى بيرون از خويش چشم نياز ندارد ، وجود ثابت و دائمى خداوندگار قيوم است . از رهگذر حدّ ناپذيرى و حقّ و حقّ مطلق بودن خدا ، بر مبدأ بودن او براى جهان هستى به ديدهء اثبات مىنگريم و نقصان و محدوديّت موجودات امكانى را بر مخلوقيتشان گواه مىگيريم . وجود ناقص بىترديد وجود است ، امّا يا از وجود ذاتى بهره مىبرد يا به عاملى بيرون از نهاد خويش چشم دارد و از آن جائى كه وجود او ذاتى نيست و
هامش
( 1 ) . « ذلك بانّ اللّه هو الحقّ » سورهء حج : آيهء 6 .
خدا در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 92 | الشيخ محمد علي الگرامي القمي