« فمن كان يرجو لقاء ربّه فليعمل عملا صالحا و لا يشرك بعبادة ربّه احدا ؛ « 1 » آنكه ديدار خدايش را اميد دارد كار شايسته كند و در عبادت پروردگارش كسى را شريك نكند » .
گاهى اوقات نيز از راه دعا و ذكر حقّ كه تنها مايهء آرامش دائمى دل است ، سخن به ميان مىآورد :
« الا بذكر اللّه تطمئنّ القلوب « 2 » ؛ تنها با ياد خدا دلها آرامش مىگيرد » .
و چهبسا از هدايت غريزى بلكه عمومى موجودات سخن به ميان آورد :
« ربّنا الّذى أعطى كلّ شىء خلقه ثمّ هدى « 3 » ؛ پروردگار ما كه به هر چيزى خلقتش را عطا فرمود و سپس هدايتش نمود » .
« الّذى قدّر فهدى « 4 » ؛ خدايى كه تنظيم نمود و سپس هدايت فرمود » .
البتّه تاكنون آيهاى را در قرآن نيافتيم كه بر برهان نقص كه سابقا از نهج البلاغه نقل شد ، دلالت كند . از نتيجهء نقص كه وابستگى است ، مىتوان به آيه « انتم الفقراء الى الله » اشاره نمود . راههاى ديگرى كه قرآن دربر دارد ، بيشتر در حدّ اشاره است تا بدينوسيله وجدانها را بيدار كند .
هامش
( 1 ) . سورهء كهف ، آيه 110 .
( 2 ) . سورهء رعد ، آيه 28 .
( 3 ) . سورهء طه ، آيه 50 .
( 4 ) . سورهء اعلى ، آيه 3 .