حادث برايشان از متشابهات است و تفكّرشان از حدود اجسام و ماديّات بالاتر نمىرود « 1 » . چند قرن بعد ، مرحوم حاج ميرزا جواد آقا تبريزى را مىبينيم كه غضبناك اين قضيه را نقل مىكند كه تازه محصّلى ، غذاى منزل فيلسوفى اصفهانى را نخورده ، چرا كه او از فلاسفه است و فلاسفه نجسند ، چون معتقد به وحدت وجودند و وحدت وجود يعنى همه خدايى « 2 » !
منظورم اين است كه اگر ذهن انسان به دام شبهات گرفتار نيامده باشد و بتواند شخصيّت ماورايى خداوند را از درون آيات قرآنكه خود آفريده خداوند است ، ببيند ، از نظر علمى سريعتر پيش مىرود . البته گذر شتابان زمان و نزديك شدن اجتماعات مختلف و فرهنگهاى گوناگون به يكديگر ، خواهناخواه به برخورد ديدگاههاى گوناگون مىانجامد و براى فهم حقيقت ، در اين تضاد و كشمكش ، بدون مطالعهء مكتبهاى مختلف فلسفى راه به جايى نمىبريم .
خلاصه اينكه ، قرآن منار هدايت و چراغ تاريكىها و مانع گمراهىهاست و فرد و جامعه را از نياز پيراسته و راهنمايى مىكند و به حلّ شبهات مغرضان نيز رهنمون مىشود ؛ ولى ديدن خدا از درون آن چيز ديگرى است .
مسلّم است كه : « انّ هذا القرآن فيه منار الهدى و مصابيح الدّجى » « 3 » و « من
هامش
( 1 ) . ر . ك : مقدمهء اسفار اربعه ، صدر المتألهين شيرازى .
( 2 ) . ر . ك : رساله لقاء اللّه ، ميرزا جواد آقا تبريزى .
( 3 ) . « در اين قرآن منار هدايت و چراغهاى لازم براى تاريكى است » شرح نهج البلاغه خويى ، ج 10 ،