ابهّت خويش ، كتاب معرفت بگشاد و آنان را از مخالفت با حق برحذر داشت تا ببينند چگونه گروهى به كيفر كردار خويش به هلاكت رسيدهاند و مزرعهء زندگيشان به داس انتقام درو گرديده است » « 1 » .
براساس اين خطبه ، محمّد صلّى اللّه عليه و إله ، منكران خدا را از طريق قرآن به اقرار در آورد و بندگان شيطان را در وادى بندگان خدا كشاند و خداوند در قرآن به تجلّى در آمد .
تعابيرى كه نهج البلاغه در مورد قرآن به كار مىبرد مختلف است . در برخى از اين تعابير ، قرآن راههاى وصول به خداوند را نشان داده است و در برخى ديگر خداوند خود در قرآن تجلّى نموده است .
از جمله عباراتى كه معناى اوّل را دربر دارد اين عبارت است :
« و استدلّوه على ربّكم . . . فإنّه حبل اللّه المتين و سببه الأمين « 2 » ؛ براى وصول به پروردگارتان قرآن را راهنما قرار دهيد . . . زيرا قرآن ريسمان محكم خداوند و وسيلهء امين او مىباشد » .
از ريسمان محكم بودن قرآن و وسيلهء امين بودن آن ، صحّت دلالت و راهنما بودن آيات قرآن به دست مىآيد و دلالت بر چيزى ، لازمهاش جدايى دليل از مدلول است . در تعبير « و اتّخذ عليكم الحجّة » « 3 » نيز همين معنا نهفته است . از جمله عباراتى كه از معناى دوم حكايت دارد ، آن بخش از خطبهء 147 است كه نقل شد .
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبه 147 .
( 2 ) . نهج البلاغه ، خطبه 175 .
( 3 ) . نهج البلاغه ، خطبه 85 .