نظر مىرسد كه امام عليه السّلام به حقيقت روشنترى مىانديشيدهاند .
4 - نظر نگارنده
از نظر نگارنده ، در انديشه امام عليه السّلام ، انصراف از تصميمات قبلى دليل آن است كه شخص به همهء جهات كار احاطه نداشته و از آگاهى كمى برخوردار بوده است . اين ضعف آگاهى و جهل بر آن دلالت دارد كه علوم آدمى از نهاد و ذات او برنمىخيزد و به دليل عرضى بودن اين علوم ، بايد به يك علم ذاتى بازگردد و آن ، علم خداوند است . و الله اعلم .
امام عليه السّلام در جاى ديگرى احاطهء علمى خداوند و جهل و بىخبرى انسان را حتّى از كارهاى خودش ، چنين بيان مىكند :
« و أحصى اثارهم و أعمالهم ، و عدد أنفاسهم ، و خائنة اعينهم ، و ما تخفى صدورهم من الضّمير ، و مستقرّهم و مستودعهم من الأرحام و الظّهور إلى أن تتناهى بهم الغايات ؛ و گفتار و كردارشان را ارزيابى نمايد و شمار نفسها و اشارت چشمها را كنترل كند و آن رازها را كه در سينهها نهان است منظور دارد و از قرارگاه و كوچكستانشان كه شكم مادر و پشت پدر است خبر دارد تا آن روز كه همه چيز به پايان رسد » « 1 » .
باركلى انگليسى از راه علم ، خدا را ثابت مىكند ، ولى او ايدهآليست است و وجود جهان خارج را به طور عينى انكار مىكند و وجود اشياء را چيزى جز حضور ذهنى آنها در يك ذهن نمىداند و مىگويد : « اگر عالم ،
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبه 89 .