تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خدا در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
« فلته‌ها » مىدانند ، همچون بسيارى از مردم كه مىخواهند از رهگذر معجزات ائمه و يا هر امر غير عادى ديگر به اثبات خدا دست يابند ، چرا كه از تفكّر در راههاى اثبات خدا ناتوانند . شايد چنين تعابيرى برخى را بر آن داشته كه علت اعتقاد به خداوند را در جهل به علل طبيعى پديده‌ها بپندارند ، چون مشاهده كرده‌اند كه برخى مذهبىها خدا را در جايى مىجويند كه علّتى نمىيابند و در حقيقت ، خداوند را به كنارى نهاده‌اند تا هر وقت از يافتن علت پديده‌ها ناتوان ماندند ، خدا را پيش كشند « 1 » ! « كاميل فلاماريون » در كتاب « خدا در طبيعت » از « اگوست كنت » نقل مىكند : « علم ، پدر كائنات را از جايگاه خود منفصل و به محل انزوا سوق داد » . يعنى خدا براى موارد جهل به علت بود و حالا كه علوم طبيعى علّتها را كشف كرده است ، پس علّتى مادى جايگزين خدا مىشود . . . ! تعالى الله عن ذلك .

2 - نظريهء ابن ميثم بحرانى

ابن ميثم ، جملهء امام را مربوط به همهء اراده‌ها و تصميمها مىداند و مىگويد تغييرات ذهنى و همهء خطورات متعاقبهء ذهنى كه مرجّح انجام عمل مورد تصميم است ، چيزهايى ممكن هستن و ضرورتا احتياج به چيزى دارند كه وجودشان را ترجيح دهد و از حالت امكانى خارج سازد . خود شخص به دليل ممكن الوجود بودنش نمىتواند مرجّح باشد بلكه علّتى مىخواهد و هرچه بالا برويم آنها نيز علّتى مىطلبند و از خودشان چيزى
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 19 ، ص 247 .