كه او بر مردم واجب كرده است . « 1 » عقود ، جمع عقد ، به معناى قصد و همم ، جمع همّت ، نيز به همين معناست ، با توجه به اين بحث لغوى ، حديث ياد شده چنين معنا مىشود : « خدا را با فسخ تصميمها و دگرگونى نيّات و باز شدن گره ارادهها شناختم .
نظر دانشمندان دربارهء اين روش استدلالى
1 - نظريهء ابن ابى الحديد
ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ، اين جملهء امام را مربوط به افكار و تصميمات ناگهانى مىداند . از نظر او ، علّت فكرى كه بدون مقدّمه به ذهن انسان مىرسد ، خود انسان نيست و گرنه ترجيح بلا مرجّح لازم خواهد آمد « 2 » . بنابراين ، بايد خطور دهنده ، چيزى خارج از انسان باشد و او همان خالق جهان است .
از نگاه ابن ابى الحديد ، اين تعبير امام عليه السّلام فقط با افكار و خطوراتى در ارتباط است كه به طور ناگهانى به ذهن مىرسد و چون خود انسان در پيدايش آن سهمى نداشته و از قصد و توجه به آن تهى بوده ، پس حتما از علّتى برتر برخوردار است . به گمان او نقش خداوند در آنچه كه علّت روشنى ندارد ، خلاصه مىشود . اينگونه افراد ، تجلّى خداوند را فقط در
هامش
( 1 ) . المنجد ، ص 504
( 2 ) وقتى فكرى بدون مقدمه بوده است ، پس چرا انجام عمل به دل خطور كرده است نه ترك عمل ؟ .