مىكند . معناى اوّل به سلامت فكر و معناى دوم به سلامت دل مرتبط است ؛ اوّلين معنا از موانع انديشه سالم حكايت مىكند و دومين معنا از موانع فطرت و احساس سالم . به نظر مىرسد كه چنين آياتى ، معناى دوم را در نظر دارد چرا كه در هنگام بروز حوادث دهشتناك ، فرصت انديشه و تعقل سالم كمتر به ظهور مىرسد و بيشتر ، غرايز و احساسات خودنمايى مىكند .
ازاينرو اينگونه آيات از مسأله فطرت حكايت مىكند .
فطرت در نظر دانشمندان
« وين يو اولت » آمريكايى مىگويد : « ايمان جزء لازم و طبيعى وجود انسان است » « 1 » .
« عبد الحميد سرحان » مصرى مىگويد : « جمع كثيرى از دانشمندان حلاوت ايمان و لزوم آن براى خود و ديگران را حسّ كرده و با ولعى تمام بدان تشبّث كردهاند و بعضى حتى معتقدند كه يك بيولوژيك ، انسان را به سوى ايمان به پروردگار دانا راهنمايى و جلب مىكند . . . » « 2 » .
بنا به عقيده « استانلى هال » بالاترين حساسيت مذهبى در 16 سالگى ديده مىشود . هنگامى كه استحاله پديد مىآيد مىتوان آن را شكل فشردهاى از پرورش شخصيّت دانست « 3 » .
هامش
( 1 ) . اثبات وجود خدا ، ص 246 .
( 2 ) . اثبات وجود خدا ، ص 7 .
( 3 ) . بلوغ ، موريس دبس ، ص 194 .