تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خدا در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
« پاسكال » رياضيدان معروف مىگويد : « دل ، دلايلى كه عقل را به آن دسترسى نيست » « 1 » . بنابراين هر فرد لا اقلّ به عنوان ارتباط با نيرويى برتر در وجود خويش چنين احساسى مىكند و به عبارت ديگر ، مذهب ، غريزى بشر است .

اشكال بر غريزى بودن مذهب

ممكن است گفته شود كه اگر مذهب غريزى بشر است پس چرا در بسيارى از نقاط دنيا مطالعات مذهبى خيلى كم انجام مىشود و حتى كسى مثل دكارت كه مذهبى بود گفته : « قسمت اندكى از وقت من صرف مطالعهء الهيّات مىگردد » و چرا عدّه‌اى غريزى بودن مذهب را انكار مىكنند ؟ ولى بايد توجه داشت كه معناى غريزى بودن يك چيز اين نيست كه تمامى اوقات انسان را اشغال كند . غرايز انسانى متعدّدند و هر غريزه گاهى ظاهر مىشود و زمانى مخفى . اگر انسان به يكى از غرايز توجّه فراوانى كند ، خواه‌ناخواه غرايز ديگر تحت الشعاع قرار مىگيرند و ممكن است برخى غرايز كلّا به فراموشى سپرده شوند . جوكيان و مرتاضان هند ، غريزهء جنسى دارند امّا اين غريزه با كوشش مداوم در راه غرايز ديگر به فراموشى سپرده مىشود . آن‌گاه كه اوقات آدمى در مسائل مادى صرف شود و فكراو از مذهب و
هامش
( 1 ) . سير حكمت در اروپا ، محمد على فروغى ، ج 2 ، ص 14 .
خدا در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 179 | الشيخ محمد علي الگرامي القمي