تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خدا در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
و آخريت زمانى و اوليت و آخريت رتبى . تقدّم رتبى يعنى : خداوند علّت همهء هستى است و هيچ موجودى علّت او نيست . همهء موجودات در پى او روانند و او را هدف و غايت مىگيرند ، ولى او در پى چيزى روان نيست تا آن را هدف و غايتش برگيرد . تقّدم زمانى يعنى : هيچ كدام از موجودات و حتى زمان و حركت ماده كه زمان از آن انتزاع مىشود ، همراه خدا نبوده‌اند « 1 » . به نظر مىرسد كه تعابير پيشين با مظهريت موجودات و آيينه ديدن آنها سازگارى بهترى دارد ، پس نمىتوان همهء موجودات را خدا انگاشت يا نمىتوان بر آن شد كه از رهگذر حقيقت مطلقهء وجود مىتوان خدا را ديد و اين گفته درست نيست كه حقيقت مطلق وجود همان وجود خداست . براساس تفسير صحيح از آيات و خطب محل بحث ، از نفى موجودات مىپرهيزيم و آنها را به وادى نيستى نمىسپاريم كه چنين چيزى نبايستنى است . موجودات ، جملگى فعل خدايند و فعل خدا را همچون خود او نمىتوان ناديده گرفت ، چرا كه موجودات ، همانند خداوند ، واجب و ضرورىاند ، امّا واجب به غير خويش ، غيرى كه جز خداوند چيز ديگرى
هامش
( 1 ) . چه تعبير ديگرى نمىتواند جاى زمان را بگيرد ؟ صفات و افعال او ، جملگى ، فرازمانىاند و اصلا در زمان نمىگنجند . برخى نيز از كاربرد كلمه زمان دربارهء خدا مىپرهيزد و به جان از واژهء « سرمد » بهره مىبرند و خداوند را موجودى سرمدى مىدانند . اگر بخواهيد مىتوانيد به جاى كلمهء زمان كلمهء دوران را ، در معناى اعم آن ، به كار ببريد و بگوييد : اوليت و آخريت دورانى يا سرمدى . به هر حال ما در پى حقيقت معناييم نه در پى لفظ ؛ وقتى حقيقت آشكار شد ، از هر لفظ مناسبى كه مىخواهيد استفاده بريد .