تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خدا در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
انّك على كلّ شىء قدير « 1 » ؛ خدايا رفت و آمدنم در آثار ، ديدار را دور مىكند ، خودت مرا با خدماتى كه مرا به تو برساند جذب فرما . چگونه بر تو به چيزى استدلال شود كه در وجودش به تو احتياج دارد . آيا غير تو ظهورى كه تو ندارى تا به تو ظهور دهد ؟ تو كى غايب بودى كه نياز به دليل داشته باشى كه بر تو دلالت كند ؟ و كى دور بودى كه آثار ، وسيلهء وصل به تو باشد ؟ كور باد چشمى كه تو را مراقب خود نبيند و زبان بار باد معامله بنده‌اى كه از محبّت بهره‌اى به او نداده باشى . خدايا فرمان دادى كه به آثار رجوع كنم . خودت مرا با لباس انوار و هدايت بينايى به سويت برگردان تا همانطور كه از آنها به سوى تو آمدم باز از آنها به سوى تو بازگردم . چنان كه كه سر و باطنم از نظر و ديدن آنها محفوظ باشد و همتم از اعتماد بر آنها بالاتر رود كه تو بر هر چيز قادر و توانايى » . يا آنكه امام سجاد عليه السّلام فرمود : « أنت دللتنى عليك و لو أنت لم أدر ما أنت « 2 » ؛ با تو ترا شناختم و تو مرا به خودت دلالت نمودى و به سويت خواندى و اگر تو نبودى نمىدانستم تو كيستى » . همان‌گونه كه مىبينيد در سخنان آن دو امام همام واسطه بودن موجودات نفى شده و حتى دور كردن راه شمرده شده است . ما در پى آن
هامش
( 1 ) . مفاتيح الجنان ، محدّث قمى ، دعاى عرفه . ( 2 ) . مفاتيح الجنان ، دعاى ابو حمزه ثمالى .