تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خدا در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
صورت وجود واحد و وسيع و محيط ، همراهى افراد مىكند همچون پدر و فرزندان بسيار . بنيان‌گذار اين نظريه كه معاصر ابن سينا بود ، با او پيرامون عقايد خويش به مناظره پرداخت و ابن سينا در ردّ نظريهء او پيرامون كلّى طبيعى كتابى نگاشت . به گفتهء ابن سينا : « او مردى بود سالمند و محاسن بلند كه او را در همدان ديدم » . بعدها نظريهء مزبور به نام رجل همدانى در كتب علمى به ثبت رسيد . به گفتهء ابن سينا ، رجل همدانى قائل بود كه يك طبيعت جامع همهء افراد داريم كه براى افراد خويش همچون پدر است و افراد ، فرزندانىاند براى همان يك پدر ؛ يك انسان داريم و ميلياردها فرد انسان . برخى از دانشمندان غربى نيز بر همين عقيده‌اند همچون الكسيس كارل ، نويسنده كتاب « انسان موجود ناشناخته » . به باور او ما همواره با فرد انسان روبروايم نه با انسان . فلاسفهء اسلامى همداستان باهم بر نظريهء رجل همدانى خط بطلان كشيده‌اند . يكى از ايرادات آنها اين است كه اگر كلّى طبيعى ، صورت وجود خاصّ خارجى به خود گرفت و به هستى راه يافت . به طبع در ميان افراد خارجى خود نيز راه خواهد يافت . بنابراين در حقيقت ، يك موجود خاص خارجى هم عالم است و هم جاهل ، هم در اين مكان است و هم در آن مكان و خلاصه آنكه با همه صفات متضّاد و متناقص همراه مىشود . به نظر مىرسد كه اگر رجل همدانى و امثال او در نظريه خويش نيك مىنگريستند ، هرگز به چنين نظريه باطلى روى نمىآوردند .