موجودى واسطه در شناخت خدا شد ، خدا را نسبت به آن غايب و پنهان قلمداد كردهايم . در اين روش برهان معلوم مىشود كه حقيقت وجود فقط خداوند است و ديگر وجودهاى عالم همگى شعاع همان وجود ضرورى ، حتمى ، ابدى و ازلى هستند . بديهى است كه اين روش نميگويد همه خدا هستند بلكه ميگويد : همه ، جز خدا ، عدم هستند و فقط خداوند ، وجود است ، آنها همه شعاع اويند . اينستكه در قرآن كريم نيز عالم امكان همگى بعنوان آيات خدا مطرح ميشوند ، يعنى اگر آنها را مستقل ببينى عدمند ، اگر نشانهء خدا ببينى آيهء او و شعاع او هستند .
بررسى نقّادانهء تقرير ملّا صدرا
اشكال اوّل
منظور از « حقيقت وجود » چيست ؟ دراينباره دو مسأله پيش روى ما است : مفهومى كلّى از وجود هستى و وجودهاى خاص . ما نخست به وجودهاى خاصّ طبيعى و مادّى كه در اعتقاد ما مخلوقند ، دست مىيابيم و آنگاه از اين وجودهاى خاص ، يك مفهوم كلى و ذهنى به نام « وجود » انتزاع مىكنيم . پس بر پايهء تحليل عقلى ، وجودهاى خاصّ به يك وجود باز مىگردد و وجود هر يك در اصل وجود با وجودهاى ديگر تفاوتى ندارد ؛ پس آيا هيچ تفاوتى ميان وجودهاى خاص نيست ؟ !
البته كه هست ، فرق وجودهاى خاص در خصوصيات ويژهء هر كدام است . با تحليل مزبور مىگوييم كه علاوه بر مفهوم كلّى وجود ، به حقيقت