تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خدا در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
نه خود آن برهان را ، زيرا در تبيين او « امكان » واسطه قرار گرفته است ، چنان كه در برهان طبيعيين ، حركت اجسام و در برهان متكلمان ، حدوث مخلوقات واسطه شده است .

ب ) تقرير صدر المتألهين از برهان صدّيقين

همانطور كه كه ديديد در تقرير ابن سينا از « امكان موجود » سخن به ميان آمد . به دليل اين واسطه‌گرى ، صدر المتألهين از راهى سخن مىگويد كه هيچ واسطه‌اى در آن راه نيابد . خلاصهء سخن صدر الدين شيرازى ( ره ) كه در الهيّات اسفار و برخى كتب ديگر او آمده ، اين است : « در حقيقت وجود و مطلق هستى به دقّت مىنگريم تا اينكه به طور مستقيم هستهء مركزى آن حقيقت ، يعنى ذات بارى تعالى ، خويشتن را بر ما نمايان سازد بدون اينكه به واسطه كردن صفات موجودات يا خود آنها چشم بدوزيم . حقيقت وجود ، حقيقى است خارجى و داراى أصالت و اصالت به اين معناست كه مفاهيم و ماهيات به بركت « وجود » در دامان هستى فرو افتاده‌اند . حقيقت وجود هرگز عدم را نمىپذيرد و به اصطلاح فلاسفه حيثيت وجود ، حيثيت اباى از عدم است . حقيقت وجود ، در غنا و بىنيازى مطلق به سر مىبرد و از همه كمالات بهره‌مند است و تمام كمالات موجود در جهان هستى به آن بازمىگردد و چيزى جز آن نتوان يافت كه منشأ و خاستگاه كمالات باشد . حقيقت نامحدود وجود ، هيچ حدّى را برنمىتابد و جايى و چيزى را نمىيابيم كه بتواند از آن حقيقت نا