برّرسى موضوع از نگاه اهل نظر
1 - ديدگاه اهل تصوّف
گروهى از صوفيان برآنند كه هستى مطلق جهان و وجود چيره بر آن و دربر دارندهاش ، خداوند است او كلّ جهان ، حتمى و ضرورى ، و بىنياز و نامحدود است و اين صفات را « حقيقة الوجود » و « اصل هستى » ، در خويش نهفته دارد . اصل هستى ، كه گسترهاش بر همهء جهان سايه افكنده و فراز و فرودش را دربر دارد ، در آنچنان رهايى و نامحدوديتى بر سر مىبرد كه هيچ حدّى را برنمىتابد و هرچه را كه نام موجود بر خويش مىنهد زير سايه دارد .
اصل وجود ، ضرورى ، بىنياز و واجب است ، زيرا اگر چنين نباشد پس به ديگرى نيازمندانه مىنگرد درحالىكه آن ديگرى نيز خود زير مجموعهاى است از اين اصل ! مگر آنكه بگوييد آن ديگرى را مجموعه اعدام و نيستىها جاى دارد ؛ آيا عدم و نيستى هيچ و نادار ، امكان و توانى دربر دارد كه از آن براى رفع نياز كسى يا چيزى بهره برد ؟ ! ازاينرو هستى نامحدود و مطلق ، از هر نوع نيازمندى به دور است و آنگاه كه چيزى از هر نوع نياز به دور ماند ، بىترديد ضرورى خواهد شد ، چرا كه در غير اين صورت در شمار ممكنات قرار مىگيرد و هستى ممكن هيچگاه چشم نيازش را از ديگرى فرو نمىبندد .
وقتى كه اصل هستى را ضرورى دانستيم ، از اطلاق و رهايى آن از زمان و مكان و هر قيدى پرده برافكندهايم ، چرا كه اگر از هر قيدى رها نبود ،