ميان اين دو فرق هست ، در آخرت به ترازويى محسوس تبديل مىشود كه مردم آن را مىبينند .
«
وَ جِيءَ بِالنَّبِيِّينَ وَ الشُّهَداءِ
- و پيامبران و گواهان را بياورند ، » و ايشان ترازويى ديگر براى شناخت حق و باطل و حسابرسى مردمند ، پيامبران با عصمت / 533 و رفتار نمونهاى خود ترازويند ، در حالى كه شهدا به سبب موضعگيريها و گواه بودنشان در اجتماعات خود كه در پيشاپيش آنها بودهاند تراز و ميزان محسوب مىشوند ، و شايد شهدا در اين جا شاملتر و فراگيرتر از آن است كه آن را به كسانى كه براى حق جهاد كرده و در خون خود خفتهاند منحصر كنيم ، بلكه هر كسى است به حق پيوسته و ملتزم آن بوده و بر مردم حجّت شده است . پس ايّوب ( ع ) حجّت است بر كسانى كه در برابر گرفتارى و آزمون مىگريزند ، و يوسف ( ع ) حجّت است بر كسانى كه به زيبايى خود مىنازند ، هم چنان كسانى كه ضدّ ترور و سختگيرى طاغوتان و گردنكشان مىشورند و پيشروى مىكنند بر نشستگان و سر به زير افكندگان وامانده حجّت هستند .
و آن گاه كه اين دو ترازو را حاضر آورند مردم را به آن دو ( انبيا و شهدا ) حسابرسى كنند و حق در آن دو جلوهگر شود .
«
وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ
- و در ميان مردم به حق داورى شود و بر كسى ستم نرود . » نبودن ستم نتيجهء مترتّب بر حقّانى و عقلانى بودن مقياسهاست ، و به راستى قاضى عادى به سبب پيروى خود از باطل در قضاوتش ستم مىكند ، و تا وقتى امر چنين است ، پس اين مردمند كه اگر محكوم به عذاب شوند خود به سبب مخالفتشان با حق بر خويش ستم كردهاند . و خدا در اين باره گويد : «
إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئاً وَ لكِنَّ النَّاسَ أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ
- خدا به مردم هيچ ستم نمىكند ولى مردم خود به خويشتن ستم مىكنند » . « 86 »
هامش
( 86 ) - يونس / 44 .