هر گونه بخواهد در آن دو تصرّف مىكند ، و « مقاليد » جميع مقليد يا مقلاد و معناى آن كليد است . / 527 پس كليدهاى آسمانها و زمين در دست اوست عزّ و جلّ ، و بودن كليدهاى چيزى در دست او دلالت بر آن دارد كه در آن چيز و آنچه محتواى آن است دخل و تصرّف مىكند .
شايد كلمهء كليدها ما را به وجود سنّتها و نظامهايى كه بر اين هستى حكمرواست دلالت كند ، با آن كه پروردگار ما فراتر از سنّتها و قوانين و نظامهاست ، جز اين كه او با حكمت خود از خلال آنها بر آفريدگان تسلّط و هيمنه دارد ، و براى آن كه مؤمنان به ذات متعال او تسليم شوند ، و نشانههاى او را پيروى كنند . پس تنها آنانند كه در زندگى رستگار و كامياب مىشوند و بهتر از ديگران زندگى را به مصلحت خود رام مىكنند و به كار مىگيرند .
«
وَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِ اللَّهِ أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ
- و آنها كه به آيات خدا كافر شدهاند زيان ديدگاناند . » و « آية » همان علامت و نشانه از چيز است ، و آيات خدا علامات راهنمايى به حق و صلاح است ، و وقتى كافران آنها را رد مىكنند و نمىپذيرند گمراه مىشوند و به كاميابى و نجات نمىرسند .
[ 64 ] خدا به پيامبر گرامى خود ( ص ) فرمان مىدهد كه با آن گروه مبارزه كند و بستيزد .
«
قُلْ أَ فَغَيْرَ اللَّهِ تَأْمُرُونِّي أَعْبُدُ أَيُّهَا الْجاهِلُونَ
- بگو : اى نادانان ، آيا مرا فرمان مىدهيد كه غير خدا را بپرستم ؟ » آنها نسبت به خدا جهل مىورزند ، و هيمنه و تسلّط مطلق او را بر همه چيز و آفريدن آنها را از او نمىدانند و نمىشناسند ، و در اين گرداب جهل ، وقتى بيشتر و ژرفتر غوطهور مىشوند كه مىپندارند همتايانى كه به جاى او گرفتهاند شايستگى پرستش دارند و به مردم امر مىكنند كه به آنها سرسپارند و خضوع كنند .
شرط نيست كه اين همتايان ( و بتها ) حتما از سنگ باشند ، بلكه هر باطلى كه انسان بدان سرسپارد و خضوع كند همان است ، خواه در انديشه و فكرى نمودار